1- توسّل به حضرت یعقوب جهت طلب استغفار
در جریان قصّهی حضرت یوسف(ع) زمانیکه فرزندان یعقوب یوسف را در چاه انداختند، به نزد پدر خویش، حضرت یعقوب(ع) آمده و اظهار ندامت کرده و گفتند:
قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ[15]- گفتند:« اى پدر! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم!»
قرآن مي فرمايد که حضرت يعقوب براي فرزندانش استغفار کرد: قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّيَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ- گفت:«به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مىخواهم كه او همانا آمرزنده مهربان است!»
از آيات فوق استفاده مي شود که تقاضاي استغفار از شخص ديگر نه تنها منافات با توحيد ندارد، بلکه راهي است براي رسيدن به لطف پروردگار، و گرنه چگونه ممکن بود يعقوب پيامبر، تقاضاي فرزندان را دائر به استغفار براي آنان بپذيرد، و به توسل آنها پاسخ مثبت دهد.[16] اين نشان مي دهد که توسل به اولياي الهي، اجمالا امري جائز است و آنها که آن را ممنوع و مخالف با اصل توحيد مي شمرند، از متون قرآن، آگاهي ندارند و يا تعصب هاي غلط مانع ديد آنها مي شود.